السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

406

تفسير الميزان ( فارسي )

ابداع كرده كه از روزى كه جنس بشر پا به عرضه دنيا گذاشت تا آن روز چنين طرز تفكرى در مورد زن نداشت ، اسلام در اين نظريه خود ، با تمام مردم جهان در افتاد ، و زن را آن طور كه هست و بر آن اساسى كه آفريده شده ، به جهان معرفى كرد ، اساسى كه به دست بشر منهدم شده و آثارش نيز محو گشته بود . اسلام عقائد و آرايى كه مردم در باره زن داشتند و رفتارى كه عملا با زن مىكردند را بى اعتبار نموده و خط بطلان بر آنها كشيد . و اما هويت زن در اسلام : اسلام بيان مىكند كه زن نيز مانند مرد انسان است ، و هر انسانى چه مرد و چه زن فردى است از انسان كه در ماده و عنصر پيدايش او دو نفر انسان نر و ماده شركت و دخالت داشته‌اند ، و هيچ يك از اين دو نفر بر ديگرى برترى ندارد ، مگر به تقوا ، هم چنان كه كتاب آسمانى خود مىفرمايد : « يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثى ، وَجَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَقَبائِلَ لِتَعارَفُوا ، إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّه أَتْقاكُمْ » . « 1 » بطورى كه ملاحظه مىكنيد قرآن كريم هر انسانى را موجودى گرفته شده و تاليف يافته از دو نفر انسان نر و ماده مىداند ، كه هر دو بطور متساوى ماده وجود و تكون او هستند ، و انسان پديد آمده ( چه مرد باشد و چه زن ) مجموع ماده اى است كه از آن دو فرد گرفته شده است . قرآن كريم در معرفى زن مانند آن شاعر نفرمود : « و انما امهات الناس اوعية » « 2 » ، و مانند آن ديگرى نفرمود : بنونا بنو أبنائنا و بناتنا بنوهن ابناء الرجال الأباعد « 3 » بلكه هر فرد از انسان ( چه دختر و چه پسر ) را مخلوقى تاليف يافته از زن و مرد معرفى كرد ، در نتيجه تمامى افراد بشر امثال يكديگرند ، و بيانى تمامتر و رساتر از اين بيان نيست ، و بعد از بيان اين عدم تفاوت ، تنها ملاك برترى را تقوا قرار داد . و نيز در جاى ديگر فرمود : « أَنِّي لا أُضِيعُ عَمَلَ عامِلٍ مِنْكُمْ مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى ، بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْضٍ » « 4 » ، در اين آيه تصريح فرموده كه كوشش و عمل هيچكس نزد خدا ضايع نمىشود ، و

--> ( 1 ) هان اى مردم ، ما يك يك شما را از نر و ماده آفريديم ، و شما را شعبه و قبيله ها قرار داديم تا يكديگر را بشناسيد ، و بدانيد كه گرامىترين شما نزد خدا با تقواترين شما است . « سوره حجرات ، آيه 13 » ( 2 ) مادران تنها و تنها صدف و ظرف پيدايش انسانها هستند . ( 3 ) فرزندان پسران ما ، فرزندان خودمان هستند و اما فرزندان دختران ما ، فرزند مردمى بيگانه‌اند . ( 4 ) من عمل هيچ عامل را ضايع و بى نتيجه نمىكنم چه مرد و چه زن ، بعضى از شما از بعضى ديگر هستيد . « سوره آل عمران ، آيه 195 »